براي رسيدن به تو پا پيش گذاشتم خودم را قسمت كردم تو را سهم تمام روياهايم كردم انصاف نبود تو كه ميدانستي با چه اشتياقي خودم را قسمت ميكنم پس چرا زودتر از تكه تكه شدنم جوابم نكردي براي خداحافظي خيلي دير بود
بار خدایا فرصتی ده تا شکرت کنم بخاطر نعمات بی شماری که به این بنده ی سراپا تقصیر ارزانی داشتی و نعماتی که از روی لطف ،رحمت و مشعیتت دریغ داشتی
خدایا ،خدایا خواهم تو را شکر گفتن اما نمی دانم چگونه و با چه زبانی
خدایا ،ای خدای مهربان من تو را شکر می کنم به خاطر خوبی ها و بدی ها که هر دو لطف و مرحمت توست
خدایا تو را شکر می کنم بخاطر مهری که در دلم قرار دادی ، تو را شکر می کنم بخاطر دوست داشتن ،تو را شکر می کنم به خاطر بودن و تو را شکر می کنم بخاطر عشق....
بار خدایا فرصتی ده تا دوست بدارم، فرصتی ده تا عاشق باشم ، فرصتی ده تا مهر بورزم و جهانت را پر از خوبی کنم
بار خدایا ، ای خدای مهربان من ، ای پناهگاهی که از تمامی بلاها به تو پناه می آورم
حقیرم، دردمندم ، محتاجم ، تو مدد کن تو یاری رسان ، تو که سر منشا تمام پاکی هایی ،تو که آرام بخش دلهایی ....
خدایا طوفانی در قلبم بر پاست که جز با یاد تو و مدد تو تسکین نخواهد یافت ، خدایا دردی دارم که هیچ کس جز تو آگاه نیست و هیچ چیز جز تو دوایی نیست،
خدایا حاجتی دارم ،حاجتی که روا کننده اش جز تو نیست
خدایا در اعماق وجودم دردی نهفته است که نمی توانم به زبان آورم ، دردی که نمی توانمجز تو به کسی بگوییم ، خدایا از تو می خواهم ،از تو که ارحم الراحمینی از تو می خواهم حاجتم روا کنی و مرا محتاج خلق نگردانی
خدایا عاشقم ، خدایا سر گردانم ،نمی دانم چه کنم ،چاره فقط تویی ،مگر گناه کردم که این چنین مورد خشم قرار گرفتم ، مگر من چه کردم که این چنین غریبه شدم ، مگر من چه کردم که اینچنین دردمند و عاجز شدم ...
خدایا می ترسم ،از بندگانت هراس دارم ، مگر من چه گناهی مرتکب شدم که باید این چنین عذابی را تحمل کنم ، اما باز می دانم خدایا خواست تو رحمت است و این را هم میدانم که بی اذن تو هیچ چیز صورت نمی گیرد اما نمی دانم چرا ،خدایا به من نشان بده که تنهانیستم و تو با منی ، به من نشان بده که هنو ز دوستم داری تا بیش از پیش تو را شکر کنم و سر به سجده بگذارم و در خیالم با خیالت آسوده گردم...
می دانم بنده ی خوبی نبودم می دانم ،کوچکم ،روسیاهم ،گناهکارم، بدم خدایا بدم........
اما تو که بزرگی ، تو که نهایت زیبایی هستی ، تو که پاک و بی آلایشی ريالتو که خوبی ... بنده ات را دریاب که دیگر نایی نمانده ، خدایا از همه کس از همه جا نا امیدم ، امیدم فقط تویی تو و جز به درگاهت به جایی امید ندارم پس رحمتت را از من دریغ نکن و از نور وجودت بر سیاهی شبم بتاب تا روشنایی جاویدان وجودم را فرا گیرد و در انتظار بارش رحمتت هستم و دست از طلب بر ندارم تا کام من بر آری......
عاشقی رودوست دارم با تمام بیقراریش من میخوام اشکو بفهمم وقتی از چشام میریزه تنهایی گرچه کشندست واسه من خیلی عزیزه توکتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست جای بارون بهاری روی چترهای شکستست اما من میگم یه عاشق همه ی دنیا رو داره همه چترهارو باید بست وقتی آسمون میباره نون عشقو میخورم منت نونوا ندارم سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم توی دنیایی که گرگ وبرگی تو ذاتش من میخوام خودم باشم با هیچکی کاری ندارم زنده بودن نمیخوام زندگی قاموس منه فقط وفقط دورنگی تنها کابوس منه گرچه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون مشکی رنگ عشقم ترانه ققنوس منه کاش میشد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک قطره ی آبی باشیم رو قلب خشک پر ترک واسه عشقو عاشقی تو سختیهاش کم نذاریم واسه ی خودمون آدمی باشیم نه آدمک خیلی ها میگن که عاشقی رو دیدار بدونیم اما من میگم که عشقو نقش دیوار ندونیم من میخوام که مثل موج نباشم اما بمونم کاش میشد تو عین سختی بازم عاشق بمونی